
|
در كنار حریم یك اتوبان |
|
توی تهران دو كاج روئیدند |
|
مردم البته از گرفتاری |
|
كاجها را به كُل نمیدیدند |
|
روزی از روزهای پاییزی |
|
كم تعریض آمد از بالا |
|
راه افتاد شخص پیمانكار |
|
شب كه بودند خلق در لالا! |
|
یكی از كاجها به ایشان گفت: |
|
لطف خود را به بنده شامل كن |
|
چند تا سَرو آنطرف تر هست |
|
ما دو را جون مادرت ول كن! |
|
گفت با طعنه مجری پروژه |
|
كاج بی ریشه از تو بیزارم |
|
از منابعْ طبیعی استان |
|
بنده شخصا مجوزم دارم |
|
سرو چون این شنید گفت: این كاج |
|
به سبیل باباش خندیدهست |
|
بنده فامیل حاجیام، ضمنا |
|
ریشه هایم پر از مونوكسید است! |
|
مجری طرح دید اینطوری |
|
كار تعریض جاده ممكن نیست |
|
گشت عازم مهندس ناظر |
|
تا ببیند كه عیب كار از چیست |
|
شهریاران شبانه با سرعت |
|
راه تكرار بر خطر بستند |
|
سرو و كاج و چنار را یكجا |
|
با لودِر تكه تكه بشكستند شعر از عباس احمدی |

با اینکه بچه ها چیزی نمی فرستند ولی باشه
حالا پاورپوینت نداریم دوستتون که داریم
سالروز شهادت 3 آذر اهورایی گرامی باد
راز
کوه پرسید ز رود ،
زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست؟ گفت : در رفتن من
کوه پرسید : و من؟ گفت : در ماندن تو
بلبلی گفت : و من؟
خنده ای کرد و گفت : در غزلخوانی تو
آه از آن آبادی
که در آن کوه رود ،
رود ، مرداب شود ،
و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد ،
و نخواند دیگر ،
من و تو ، بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز ،
در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست
بدان!
رودها رفته اند و به وظیفه ی خود عمل کرده اند ، امروز جنبش دانشجویی ایران باید یا کوه بودن را انتخاب کنند و یا بلبل وار درد جامعه را فریاد بزند و در غیر اینصورت یا کلاغ خواهد بود یا مرداب.
دانشجو به دلیل خصوصیاتی که دارد مثل جوان بودن ، غرق نشدن در مشکلات زندگی و از همه مهمتر محافظه کار نبودن بهترین اهرم برای راست کردن کژی ها در تمام سطوح جامعه است.
جنبش دانشجویی باید به عنوان وجدان آگاه جامعه هرگز از فریاد زدن غافل نشود ، نهراسد و البته فراموش نکند که فریاد را باید بر سر چه کسانی زد.
در ایران سالهاست که این صداها آرام شده اند و به بیراهه رفته اند.
به امید روزی که جنبش دانشجویی در ایران دوباره بیدار شود و برای سربلندی این مرز و بوم به تکاپو بیفتد.
شعر از شهید ابوالفضل سپهر